اگه از تو ننوشتم ، فكر نكن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فكر نكن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم.
با خون غم نوشتم غربت مکان ما نيست / از ياد بردن دوست ، هرگز کار ما نيست . . .
.
.
.
زنده باد آن کس که گاهي يادي از ما ميکند / از خجالت ما غريبان را غرق دريا ميکند
حال ما ميپرسد و از مهرباني هاي خود / اين دل رنجور ما را عطر گل ها ميکند . . .
.
.
.
جفايت با وفايت هر دو نيکوست / تو را هر جا که باشي دارمت دوست . . .
.
.
.
گويند سلام طلائي ترين کليد براي صعود به تالار آشنائي هاست
پي صميمي ترين سلام تقديم تو باد . . .
.
.
.
زدي تيري به قلبم رد نکردم / جدائي را تو کردي ، من نکردم . . .
.
.
.
در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بيا که دل شکسته ام . . .
.
.
.
شايد نشود به گذشته بازگشت و يک آغاز زيبا ساخت ، ولي ميشود هم اکنون
آغاز کرد و يک پايان زيبا ساخت . . .
.
.
.
مرا از ياد ميتواني ببري ، اما از خاطر من نميتواني بروي . . .
.
.
.
به دريائي گرفتارم که موجش عالمي دارد / که من با دل و دريا و موجش عالمي دارم . . .
.
.
.
يادت هميشه سبز است در خلوت خيالم / خوبم به خوبي تو ، هرچند نپرسي حالم . . .
.
.
.
يک نخ از جامه ارحام تو ما را کافيست / رشته مهري از آن عالم بالا کافيست
گر راضي شوي از من ، همه روزم به شادابي ست / گر نامه ام شود از سوي تو امضا کافيست
.
.
.
در غمگين ترين لحظات زندگيم شادم که کسي نميداند که چقدر غمگينم . . .
.
.
.
زندگي چيدن سيبي است که بايد چيد و رفت / زندگي تکرار پائيز است بايد ديد و رفت . . .
.
.
.
شلوار چهار سالگيت رو بپوش ! ببين چقدر تنگ شده برات
اندازه همون دلم تنگ شده برات !
.
.
.
يه زغال بر ميدارم و دورت ميکشم و مينويسم
اين بي معرفت دنياي منه !
.
.
.
عصري است غروب آسمان دلگير است ، افسوس براي دل سپردن دير است
هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت ، عيب از من و توست ، عشق بي تقسير است
.
.
.
بر سنگ مزارم بنويسيد
اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش . . .
.
.
.
هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده
دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده
.
.
.
به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست
.
.
.
نه از قايق نه از قايق مينويسم ، نه از زخم شقايق مينويسم
به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم . . .
.
.
.
محبوب ترين فرد کسي است که هم خود با نشاط است
هم به ديگران نشاط ميبخشد . . .
.
.
.
در تنور عاشقي سرد مکن ، در مقام عشق نامردي مکن
حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .
.
.
.
سکوت يعني يه حرف که رو دلمه ، يه اسم که رو لبمه ، يه شرم که تو چشامه
و يه ارزو که تو قلبمه ، سکوت يعني .......
.
.
.
اين اس ام اس رو ميفرستم براي همه خوب ها که سخت مشغول شطرنج
زندگي هستند و نميدونند که ما ، مات رفاقتشون هستيم . . .
----------------------------------
شب که مياد يواش يواش با چشمک ستاره هاش
اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات؟
دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده
بلور قلب کوچکم ز دوریت ترک زده
میان این همه راه
که به تو نمی رسد
چه سخت است
راه تو را گم کردن !
روزي كه از توجداشم روز مرگ خنده هامه
روزتنهايي دست هام فصل مرگ خنده هامه
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود
زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگی را دریاب
كاش قلبها وسعت مى گرفت
شمع با پروانه الفت مىگرفت
كاش توى جاده زندگى
خنده هم از گريه سبقت مىگرفت
من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه
اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه
من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه
آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه
قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگري شادي زندگي مي كند.
نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود.
آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ،
در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهايي ما را به رخ ما بکشد،
تعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت . .
----------------------------------
می تپد قلبم برای تو که یادت همدم لحظه لحظه های من است. و با هر تپش بی تاب تر برای دیدار تو می شوم.
----------------------------------
لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی.
----------------------------------
میدونی بعضی شبا چرا زود صبح میشه؟ چون خورشید هم دلش برات تنگ میشه
----------------------------------
گل من خبرنداري دل گلدونت ميگيره
اگه توپژمرده باشي گلدونت برات ميميره
----------------------------------
شعاع درد مرا ضرب در هزار كنید مگر مساحت رنج مرا حساب كنید
----------------------------------
در مصر شوریده ای بود و می گفت : در طریقت اگر عاشقی در غم عشق بمیرد عجب نیست . عجب آنست که در سوز عشق یک روز زنده بماند.
----------------------------------
لذت عشق ؛ زمانی که آن را نثار میکنید بیشتر از زمانی است که دریافتش میکنید!!!
----------------------------------
به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ی اشك ها . به نام اشك تسكین دهنده ی قلب ها . به نام قلب ها ایجاد گر عشق و به نام عشق زیباترین خطای انسان
----------------------------------
من از بازی هفت سنگ بدم میاد ، میترسم اینقدر سنگ رو سنگ بذاریم که بینمون دیوار بشه ، بیا لی لی بازی کنیم که تو هرجا رفتی دوباره برگردی پیشم . . .!
----------------------------------
زندگي ام را به پاک ترين نگاه مي فروشم، پاک ترين نگاه را به پاک ترين قلب، پاک ترين قلب را به مرگ، مرگ،که زيبا ترين هديه ي خداست
----------------------------------
در مدرسه از نشاط من کم کردند...
از فرصت ارتباط من کم کردند...
هر وقت به هم عشق تعارف کردیم...
از نمره ی انضباط ما کم کردند...
----------------------------------
در بی کران دور
بر سنگ سخت گور
خط نوشته بود با جوهر سرشک
* * * آرامگاه عشق * * *
-------------------------------
زندگی عشق است
عشق افسانه نیست
!! آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست !!
(مورده توجه بعضی ها)
نخ داخل شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟ شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟
پا شو غم هارو رها كن گل لب هاتو به روي خنده واكن پاشو جونم ديگه عمري كه ميره بر نمي گرده گريه كي درمون درده؟
عاشقت خواهم ماند بی انکه بدانی ...دوستت خواهم داشت بی انکه بگویم ...درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی ...گوش خواهم داد بی هیچ سخنی ...در اغوشت خواهم گریست بی انکه حس کنی ...در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی !!!...این گونه شاید احساساتم نمیرد
همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست...خیلی ها میروند تا ثابت کنند که تا همیشه، عاشقند
ترس از عشق، ترس از زندگی است، آنان که از عشق می گریزند، مردگانی بیش نیستند. ( برتراند راسل )
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم.
چون تمام آرزوهایم را به گور میبرم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای جسدم باشد
کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد ولی کلاغ به رضای خدا راضی ماند. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي
هوسبازان وقتي زيبايي را مي بينند دوستش دارند اما عاشقان وقتي کسي را دوست داشته باشند او را زيبا ميبينند. افلاطون
تا حالا شده یکیو به شدت دوس داشته باشی
بعد بهش بگی دوستت دارم
در جواب بهت بگه مشکل خودته ؟؟