نامه ای به وسعت یک نفس
حال احوالت چطوره کوکه کوکی یا بدی
خوبه خوبی یا هنوزم داری گردو میشکنی
اگه میپرسی زحال روز من حرفی ندارم
خط بکش رونقطه های زخم کهنه زخمی ندارم
هنوز دستام بوی عطردست دیگه نگرفته
با خودم همش میگم اون که رفته دیگه رفته
یادمه یکی میگفت که فراموش میشه خاطره هاتون زود
فراموش که نشد هیچ واسه این اول راه بود
به خودم دلداری میدم دست تقدیر این چنین بود
بشکنه کور بشه تقدیر که همیشه در کمین بود
سرتو درد نیارم اخر نامه رسیده وقتشه بشه مچاله
تا کسی چیزی ندیده
باور کن حرفامو
حرفامو باور کن بد جور گرفتارم هم بغض بارونم هر لحظه میبارم
این بی قراری ها تقصیر چشماته. ای که نمیبینی تو قلب من جاته
حرفامو باور کن بیرنگو بی نورم از حس پروازم یک اسمون دورم
این خستگی هامو ای کاش که میدیدی من بی تو پژمردم اما نفهمیدی
حرفامو باور کن حرفی بزن با من این حس دلگیرو با یک نگاه بشکن
این فاصله عشقو از یاد تو برده
اسمم به دست تو انگاری خط خورده
باور کنی یا نه درگیر تقدیرم یک روز از این روزا من بی تو میمیرم



*****************************************************
عاشق خجالتی
همیشه روش نمیشد این عاشق خجالتی
همش از پشت شیشه میدید تورو یواشکی
لحظه هارو میشمرد تا که دوباره رد بشی
رد بشی با این نگاهت دلو اسون بکشی
انتظارمیکشیدم صدای پاتو بشنوم
منتظر بودم بیای عکستو بازم بکشم
دست پامو گم میکردم بند میومد زبونم
هروقط میخواستم بگم تویی وجود من
یه روزی جرات دادم به این دلم بیامو بهت بگم دوست دارم
اما تا اومدم پشت پنجره دستا تو دیدم توی دست دیگه
چشم انتظاری بسه دیگه بیقراری فهمیدم بسه دیگه
از خدا خواستم خراب شه اسمونم
تا از این دنیا برم دل بکنم
اخه اونی که منو تنها گذاشت قدر این عشقو تواین دنیا نداشت
ای خدا اون منو پشت سر گذاشت عشق شیشه ای اره فایده نداشت


